تبليغاتX
اف ریاضی دات کام - رابطه موفقيت و بهره هوشي
جمعه 16 بهمن1388
رابطه موفقيت و بهره هوشي
IQ چه ربطي دارد به موفقيت؟

شما مي‌دانيد ‌«آي‌کيو»تان چند است؟ اصلا مي‌دانيد معناي IQ چيست؟ در زبان فارسي، آي‌کيو را «بهره هوشي» ترجمه کرده‌اند. خب، حالا يک سوال: به نظر شما، آدم‌ها براي موفق شدن در زندگي‌شان حتما به بهره هوشي بالا احتياج دارند؟  را 

به تازگي در يکي از برنامه‌هاي تلويزيوني کشور کانادا زندگي تعدادي از مردم شمال آمريکا پي‌گيري شده که IQ بالايي داشته‌اند. يکي از آنها که IQ بسيار بالا و شگفت‌انگيزي داشت در زندان موتورسيکلت تعمير مي‌کرد. او براي شرکت در سرقت مسلحانه تا به حال چند بار دستگير شده بود. يکي ديگر از افرادي که با او صحبت شد، يکي از رکوردداران IQ در شمال آمريکا بود. شغل او محافظت از رستوران بود و بيرون انداختن افرادي که مي‌خواستند نظم رستوران را به هم بريزند. او 10 سال بود که اين کار را انجام مي‌داد. حقوق حداقلي دريافت مي‌کرد و در يک گاراژ کوچک زندگي مي‌کرد. با مرور اين دو مثال اين‌طور مي‌شود نتيجه‌گيري کرد که به طور واضح داشتن IQ بالا براي موفق بودن در زندگي کافي نيست. پس اين تست‌ها چه مي‌گويند؟ حقيقت اين است: تست‌هاي IQ تنها ظرفيت ذهني شما را نشان مي‌دهند ظرفيتي که به تنهايي نمي‌تواند کاري از پيش ببرد و اين شما هستيد که بايد آن را پرورش و توسعه بدهيد. اين شما هستيد که بايد راه استفاده از اين هوش و ذکاوت خود را پيدا کنيد وگرنه نه تنها از ديگران موفق‌تر نخواهيد بود که ممکن است شکست‌هاي بزرگ‌تري را به علت انتخاب راه نادرست تجربه کنيد. قصه زنداني باهوشي را که اول متن براي‌تان گفتيم و در زندان موتور تعمير مي‌کرد را که يادتان نرفته؟!


نقطه شروع است

يک نفر ممکن است صداي بسيار خوبي داشته باشد ولي علاقه‌اي به موسيقي و اجراي آن نداشته باشد.يک فرد ديگر ممکن است اندام مناسبي براي ورزش‌هاي پرشي داشته باشد اما از ورزش متنفر باشد و... چند مثال ديگر که اگر به اطراف‌تان نگاه کنيد حتما آنها را مي‌بينيد. فراموش نکنيد داشتن استعداد تنها يک نقطه براي شروع است و نه هيچ چيز ديگر.


پيشگويي نمي‌کند

تست‌هاي IQ که امروزه داريم، ممکن است ميزان هوش ما را پيشگويي کنند و پتانسيل ذهني ما را معلوم کنند اما آنها نمي‌توانند پيشگويي کنند چه کسي مي‌تواند يک معلم خوب باشد يا يک مدير خوب يا يک رييس‌جمهور مناسب يا يک پدر و مادر خوب. منتقدان اين تست‌ها مي‌گويند تنها چيزي که يک تست IQ مشخص مي‌کند اين است که چه کسي مي‌تواند تست IQ را خوب جواب بدهد!


زيرکي نمي‌آورد

عزم؛ قصد؛ پشتکار و روياهايي که در سر داريد مي‌توانند نقش تعيين‌کننده‌تري در موفقيت شما داشته باشند تا ميزان IQ شما. فعال بودن؛ خوش‌بين بودن به آينده و انعطاف‌پذير بودن ويژگي‌هاي مشترک بسياري از آدم‌هاي موفق است. داشتن عواطف اجتماعي؛ قدرت ارتباط پيدا کردن و نزديکي با افراد مختلف و قدرت اظهارنظر مثبت و گرم گرفتن در هنگام رويا‌رويي با ديگران توانايي‌هاي مفيد و قابل استفاده‌تري در زندگي است. هرچند تست‌هاي IQ ميزان درستي از IQ شما را تعيين مي‌کنند اما اين اعداد نشانگر هوش و زيرکي نيست در حالي که تست‌هاي استاندارد هوش روي کشف و اندازه‌گيري قدرت زباني؛ استدلالي و منطقي و قدرت رياضي ذهن تمرکز دارند. اما واقعا و به‌طور دقيق اين موارد تعيين‌کننده ميزان استعداد ما هستند؟ يا نه باز هم معيارهاي وسيع‌تري براي تصميم‌گيري وجود دارد!

ما آدم‌هاي بسياري را داريم که کتاب‌هاي پرفروش زيادي در زمينه «زندگي زيبا» دارند اما خودشان «زندگي زيبايي» ندارند. آيا بايد بگوييم آنها آدم‌هاي باهوشي هستند؟ بعضي‌ها در زمان بچگي و تحصيل زندگي محقر و فقيرانه‌اي داشته‌اند اما وقتي بزرگ شده‌اند تبديل به آدم‌هاي موفقي شده‌اند که زندگي خوبي دارند. چرا تست‌هاي هوش ما با چنين نتيجه‌اي روبه‌رو مي‌شوند؟!


دقيقا يعني چه؟

يک نفر ممکن است در مدرسه وضعيت شکننده و ملالت‌آوري داشته باشد اما وقتي وارد بازار کار مي‌شود در کسب و کار و تجارت بسيار موفق است؟ آيا اين آدم بي‌استعداد است يا بااستعداد؟ يا فردي که دانشمند بزرگي است اما نمي‌تواند براي خودش يک همسر مناسب پيدا کند. چطور؟ آيا او واقعا با استعداد است؟ آيا پيکاسو واقعا نادان بود چون نمي‌توانست يک مساله ساده رياضي را حل کند؟ آيا اينشتين احمق بود چون نمي‌توانست يک هنرمند باشد؟ به نظر شما کدام يک از اين دو چهره مشهور با استعداد بودند؟ پيکاسو يا اينشتين؟! آيا با اين حساب ما استعدادهاي متفاوت و مختلفي نداريم؟ آيا استعداد تعريف‌هاي متفاوتي ندارد؟ آيا واقعا با يک فرمول مي‌توان آن را اندازه گرفت؟ واقعا استعداد چيست؟ چه تعريفي دارد؟!

چند متخصص که سال‌ها در اين زمينه تحقيق کرده‌اند مي‌گويند ما بايد تصورمان را از استعداد و گستره آن و نقشي که در موفقيت‌هاي شخصي؛ اجتماعي و خصوصي بازي مي‌کند تغيير دهيم. هووارد گاردنر روا‌ن‌شناس در دانشگاه‌ هاروارد پيشنهادي دارد. او مي‌گويد: «ما بايد دامنه گسترده‌اي از توانايي‌هاي يک فرد را از قدرت ذهني و بدني گرفته تا ارتباط‌هاي اجتماعي‌اش را براي تعيين هوش فرد در نظر بگيريم.» او در کتاب «چارچوب ذهن: تئوري هوش‌هاي چندگانه» مي‌گويد: «تحقيقات نشان مي‌دهد ما هفت نوع هوش داريم: هوش زباني يا کلامي‌، هوش هنر موسيقي، هوش منطق رياضي، هوش فضايي، هوش حرکات بدني، هوش اجتماعي و هوش درون فردي يا مهار نفس.» گاردنر معتقد است که افراد ‌براي هر مساله خاصي، هوش مربوط به آن مساله را به کار مي‌برند. يک ديگر از روان شناسان؛ رابرت استندبرگ پيشنهاد مي‌کند ما بايد سه نکته را درباره ميزان هوش تجزيه و تحليل کنيم:
1) قدرت تفکر استدلالي و منطقي و عملکرد تحصيلي،
2) توانايي حل کردن فعال مسايل زندگي و 3) قدرت درک مردم و ارتباط برقرار کردن موثر با آنها.


نه؛ EQ آري

دانيل گولد من هم از يک منظر ديگر به اين مقوله در کتاب‌اش که جزو پرفروش‌ها است؛ نگاه کرده. او در اين کتاب اين موضوع را بررسي کرده که چرا بسياري از افراد با IQ بالا موقعيت‌هاي مناسب شغلي و اجتماعي ندارند. او مي‌گويد EQ يا همان هوش هيجاني بسيار مهم‌تر از هر نوع استعداد ديگري براي موفقيت است. اما EQ يا همان استعداد هيجاني چه توانايي به شما مي‌دهد؟ اين استعداد در شما قدرت برقراري ارتباط موثر با ديگران را ايجاد مي‌کند. به شما کمک مي‌کند ذهن روشن و خوش‌بيني داشته باشيد. به همين دليل جذب بسياري از افراد و کارها شويد و زمينه موفقيت براي شما فراهم شود. با اين بحث‌ها ما هم مثل خيلي از محققان به اين نتيجه مي‌رسيم که با زدن يک تست و به دست آوردن آمار و ارقام بالا نمي‌توان موفق بودن يا نبودن را پيش‌بيني کرد. اگر مي‌خواهيم موفق باشيم بايد استعداد خود را با مهارت‌هايي که بسيار مهم هستند بياميزيم و مهم‌تر از همه در ارتباط اجتماعي‌مان تجديدنظر کنيم. ميزان IQ شما تنها يک عدد است و ديگر هيچ! اين عدد شما را تعريف نمي‌کند. شما را به اوج نمي‌برد و يا دست و پاي شما را نمي‌بندد. به ياد بياوريد توانايي‌هاي بسيار ديگري هم وجود دارند که مي‌توانند شما را به سمت زندگي موفق و بهتر ببرند.

نوشته شده توسط محمدرضافاتحی نسب در 19:51 | | لینک به این مطلب