پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
۱- چهار شنبه و پنج شنبه مرخصی بودیم . خیلی لذت بردیم. خدا خیر دهاد به آنکه این مرخصی را اختراع نمود.
۲- فردا عید قربان است. کاش من هم بتوانم اسماعیلم را به قربانگاه ببرم.(عجب جمله ای شد !)
۳- شب یلدایی که فردا صبحش شنبه باشه و مجبور باشی ساعت ۶ صبح از خونه بزنی بیرون به لعنت خدا هم نمی ارزه.
۳-دلم برای مدرسه تنگ شده . با همه ی غرغرای بالا . و به همین سادگی.
یاحق
نوشته شده توسط اف ریاضی در ساعت 11 بعد از ظهر | لینک
|
