تبليغاتX
اف ریاضی دات کام - یادداشت شخصی 3
هیچ کار بزرگی بدون اراده ی بزرگ میسر نیست.

۱-باورم نمی شه اینقدر زود سه هفته گذشت. اونقدر سرم گرم کاره که یادم رفته حتی یه سری به خودم بزنم.

۲-امروز بچه های خوب ۱/۲ موندن و تو کارا کمکم کردن . سورت کردن برگه های امتحانی . چنان زیرزیرکی به برگه های خودشون نگاه میکردن که نگو! کارنامه ها برای شنبه آماده میشه و این یعنی رسیدن امتحانای نوبت اول.

۳-بروبچه ها ظهر رفتن سالن برای مسابقه ی فوتبال . نفهمیدم کی برد کی باخت ؟ هرکی خبری داره تو نظرا بنویسه. 

۴-از مدرسه ی پارسالم خبرای خوبی نمی رسه . اون بنده ی خدایی که جای من اومده نتونسته با بچه های دوم ارتباط درستی برقرار کنه . سختگیری هم که .... خدا به خیر کنه . اصلا خوب نیست این اتفاق. میترسم تقصیرا گردن من هم بیفته . (که چرا پارسال با اینا خیلی رفیق بودی و  بگو بخند کردی بیسواد بار اومدنو . . . !) 

بدم نمی یاد دوباره شعری رو که برای بچه های خاتم سروده بودم مرور کنم.

برای بچه های خوب خاتم

 

نوشته شده توسط اف ریاضی در ساعت 6 بعد از ظهر | لینک  |