باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

برای دیدن متن کامل ترجیع بند بی نظیر محتشم کاشانی
از شعر های نوحه های امروزی خیلی ارزشمند تره !
التماس دعا
تو گشت و گذار های اینترنتی به این صفحه برخوردم درباره ی عدد ۶۶۶ و رابطه ی این عدد با جناب شیطان !!
حالا هی شما بگید ۶۶۶ سه تا ۶ داره . . .
*خوشحالم که امروز بچه ها رو تو مدرسه دیدم. انگار مدرسه روح نداشت بدون بچه ها.
*خوشحالم که دوست عزیزم آقای نورانی رو فردا تو مدرسه می بینم. خدا رو شکر که اثرات تصادف سختشون داره یواش یواش بهبود پیدا می کنه.
*متاسفانه احمد رضا شاهسون دیروز پدرشو از دست داد . تسلیت احمد رضا جان . می دونم که روزای سختی رو پشت سر گذاشتی. خدا رحمت کنه پدرتو . خیلی سختی کشید . خیلی.
*امتحانا به روز اول بهمن شوت شد!! لابد قسمت اینطوری بوده دیگه . چه میدونم.
یاحق
|
اعداد طبیعی |
5/1نمره |
|
توان |
5/1نمره |
|
جذر |
25/2نمره |
|
مجموعه اعداد صحیح و گویا |
5/2نمره |
|
بردار و مختصات |
3نمره |
|
عبارت های جبری |
75/2نمره |
|
معادله |
75/1نمره |
|
هندسه و دایره |
25/3نمره |
|
رسم |
5/1نمره |
|
جمع |
20نمره |

بدون شرح!
بالاخره یک برف توپ هم بارید و آموزش و پرورش طی یک هماهنگی توپ تر با شرکت پخش گاز و در جهت صرفه جویی در مصرف گاز مدارس ابتدایی و راهنمایی رو تعطیل و دل دبیرستانی های عزیز را سوزانید!
البته من به مدرسه رفتم و کارهای عقب مونده ام رو انجام دادم . فقط خدا کنه عوارض برف بازی (سرماخوردگی) باعث نشه بچه ها امتحان روز شنبه رو از دست بدن.
قدیما برف زیاد بود ولی تعطیلی خیلی کم بود . یادش بخیر شب امتحانای سخت ... چقدر دعامی کردیم که برف بیاد و فردا تعطیل شه.
راستی شایدهم تعطیلی روز پنج شنبه محصول دعای یه دانش آموز بوده !؟
راستی کریسمستون هم مبارک (ببخشید با کمی تاخیر!
)

یاحق
یک هدیه بسیار قابل برای شما
حتما بخونید و حتما به دیگران هم توصیه کنید (گر چه بعضی مطالبش با فرهنگ ما همخونی نداره)

تدي استوارد

خانم« تامپسون» معلم کلاس پنجم ابتدايي در اولين روز مدرسه مقابل دانش آموزان ايستاد و به چهره دانش آموزانش خيره شد و مانند اکثرمعلمان ديگر به دروغ به بچه ها گفت که همه آنها رابه يک اندازه دوست دارد. اما اين غير ممکن بود. چرا که در رديف جلو پسربچه اي به نام « تدي استودارد» درصندلي خود فرو رفته بود که چندان مورد توجه معلم قرارنداشت.
خانم «تامپسون» سال قبل « تدي » را ديده بود و متوجه شده بود که او با بقيه بچه ها بازي نميکند. اينکه لباسهايش کثيف هستند و او همواره به استحمام نيازدارد . براي همين «تدي» فردي نامطلوب قلمداد مي شد. اين وضعيت چنان خانم « تامپسون» را تحت تاثير قرار داد که او عملا نمرات پاييني را بر روي برگه امتحا نياش درج مي کرد.
در مدرسه اي که خانم «تامپسون» تدريس مي کرد، لازم بود تا او شرح گذشته تحصيلي همه دانشآموزانش را مورد بررسي قرار بدهد. او«تدي» را در نوبت آخر قرار داد . با اين حال وقتي پرونده وي را مرور کرد، بسيار شگفت زده شد . معلم کلاس اول « تدي » نوشته بود او بچه اي باهوش است که هميشه براي خنديدن آمادگي دارد. او تکاليفش را مرتب انجام ميدهد و رفتار خوبي دارد. او از اينکه دور و برش شلوغ باشد، خوشحال مي شود. معلم کلاس دوم نوشته بود :«تدي » دانش آموز بسيار باهوش و با استعداد است . همکلاسي هايش اورا دوست دارند اما او اخيرا به خاطر ابتلاء مادرش به يک بيماري لاعلاج دچار مشکل شده. و احتمالا زندگي اش سخت شده است. معلم کلاس سوم نوشته بود مرگ مادرش برايش بسيار سخت تمام شد. اوتلاش ميکند تا هرچه در توان دارد به كار بندد، اما پدرش چندان علاقهاي از خودش چندان علاقه اي نشان نمي دهد. اگر در اين خصوص اقدامي نشود زندگي شخصي اش دچار مشکل خواهد شد. معلم کلاس چهارم نوشته بود :«تدي» انزواطلب است و علاقه چنداني به مدرسه نشان نميدهد. او دوستان زيادي ندارد و گاهي سر کلاس خوابش مي برد .اکنون خانم «تامپسون » مشکل وي را شناخته بود به خاطر همين از رفتار خود شرمسار شد . اوحتي وقتي که ديد همه دانش آموزانش به جز «تدي» هداياي کريسمس او را با کادوها و روبان هاي رنگارنگ زيبا بسته بندي کردهاند، حالش بدتر شد .هديه «تدي» با بد سليقگي در ميان يک کاغذ ضخيم قهوهاي رنگ پيچيده شده بود که او آن را از پاکت هاي خود درست کرده بود. خانم «تامپسون» براي باز کردن آن در بين هداياي ديگر دچارعذاب روحي شده بود. وقتي او يک گردنبند بدلي کهنه را که تعدادي ازنگينهاي آن هم افتاده بود به همراه يک شيشه عطرمصرف شده که يک چهارم آن باقي مانده بود از لاي کاغذ قهوه اي رنگ بيرون کشيد. گروهي از بچه هاي کلاس شليک خنده سر دادند . اما او خنده استهزاءآميز بچه ها را با تحسين گردنبند خاموش کرد. سپس آن را به گردن آويخت و مقداري از عطر را نيز به مچ دستش پاشيد.حرکت بعدي « تدي » کاملا خانم «تامپسون » را منقلب کرد. او مدتها منتظر ماند تا اينکه سرانجام خانم معلم خود را تنها گير آورد. سپس به وي گفت: خانم معلم امروز شما دقيقا بوي مادرم را مي دهيد .
خانم «تامپسون» هاج و واج به او نگريست. پس از خوردن زنگ آخر رفتن بچه ها او يک سا عت در کلاس نشست و اشک ريخت. از آن روز به بعد او ديگر تدريس را صرفا به آموختن خواندن و نوشتن و رياضيات محدود نکرد. بلکه تلاش کرد تا به بچه ها درس زندگي هم بياموزد. خانم «تامپسون» بخصوص توجه خويش رابه «تدي» معطوف کرد . همچنانکه با پسرک کار مي کرد گويي ذهن وي دوباره زنده مي شد. هرچه بيشتر اورا تشويق مي کرد . پسرک بيشتر عکس العمل نشان مي داد . در پايان سال «تدي » يکي از بهترين دانش آموزان محسوب مي شد .خانم «تامپسون » علي رغم ادعايش که گفته بود که همه بچه ها را به يک اندازه دوست دارد اما اين بار هم دروغ مي گفت. چرا که تعلق خاطر ويژه اي نسبت به «تدي» داشت. يک سال بعد او نامه اي از طرف «تدي » دريافت کرد که در آن نوشته بود او بهترين معلم درتمام زندگي اش بود.
شش سال ديگر نيز سپري شد تا اينکه او نامه ديگري از طرف « تدي » دريافت کرد. «تدي » در اين نامه نوشته بود درحال فارغ التحصيل شدن از دانشگاه با رتبه عالي است . او بار ديگر به خانم «تامپسون» اطمينان داده بود که وي را همچنان بهترين معلم تمام زندگي اش ميداند. سپس چهار سال ديگر نيز مثل برق و باد گذشت. نامه چهارم «تدي » اذعان مي کرد که او به زودي به درجه دکترا نايل خواهد آمد. او نوشته بود که مي خواهد باز هم پيشرفت کند وبار ديگر احساس قلبي خود را در خصوص وي تکرار کرده بود . ماجرا به همين جا خاتمه نيافت. بهار سال بعد نامه ديگري از طرف «تدي» به دست خانم«تامپسون » رسيد. او در نامه خود نوشته بود که با دختري آشنا شده ومي خوا هد با وي ازدواج کند. «تدي » اظهار کرده بود از آنجا که چند سالي است پدرش را از دست داده موجب افتخارش خواهد بود اگر خانم«تامپسون» بپذيرد و به جاي مادر داماد در مراسم عقد حضور داشته باشد . والبته خانم«تامپسون» پذيرفت. حدس ميزنيد چه اتفاقي افتاد؟ او در مراسم عروسي همان گردنبندي را در گردن آويخت که چند نگينش افتاده بود و همان عطري را که مصرف کرده بود که خاطره مادر «تدي» را در ياد او زنده مي کرد. در مراسم عروسي «تدي» با ديدن خانم «تامپسون » لبخند رضايت بر لبانش نشست پيش رفت وموءدبانه دست او را گرفت. بوسه اي بر پشت آن زد و آهسته در گوش خانم معلم خود گفت: متشکرم خانم«تامپسون » که مرا باور کردي . بسيار متشکرم از اينکه احساس مهم بودن را در درونم بيدار کردي و به من نشان دادي که ميتوانم مهم وتاثير گذار باشم. خانم «تامپسون» که اشک در چشمانش جمع شده بود آهسته پاسخ داد. تو کاملا در اشتباهي! «تدي» اين تو بودي که به من آموختي ميتوانم مهم و تاثير گذار باشم. درآن زمان من اصلا نمي دانستم چطور بايد بياموزم تا اينکه با تو آشنا شدم.

در ریاضیات، ریشه دوم یا جذر یک عدد حقیقی غیرمنفی x به صورت
نشان داده میشود و نتیجه آن عددی حقیقی غیر منفی است که مجذورش (حاصل عددی که در خودش ضرب شود) برابر x است.
برای مثال، جذر عدد 9 برابر 3 است (به صورت
نمایش مییابد) زیرا داریم 
جذر اغلب در هنگام حل معادله درجه دوم و یا معادلههای به شکل ax2 + bx + c = 0 استفاده میشود، زیرا متغیر x به توان دو رسیدهاست.
طبق قانون بنیادی جبری، دو جواب برای ریشه دوم یک عدد وجود دارد (این دو جواب در ریشه دوم عدد صفر با هم یکی هستند). برای هر عدد حقیقی مثبت دو جواب برای ریشه دوم وجود دارد که این دو جواب عددی هستند که یک بار منفی و یک بار مثبت است (به شکل
).
ریشه دوم اعدادی که مربع کامل نیستند همواره عددی گنگ است، یعنی اعداد را نمیتوان به صورت کسری از دو عدد صحیح گویا کرد. برای مثال،
را نمیتوان دقیقاً به صورت m/n نوشت، که در آن n و m اعدادی صحیح هستند. در هر حال این عدد اندازه قطر مربعی به ضلع یک است. از مدتهای گذشته، عدد
را عددی گنگ میدانستند و آن را به فیثاغورث نسبت میدادند.
نماد ریشه دوم (
) برای اولین بار در قرن شانزدهم استفاده شد. به نظر میرسد که این علامت از حرف کوچک r برگرفته شدهاست، که بیانگر واژه لاتین radix به معنای ریشه است.
ریشه دوم بیست عدد صحیح مثبت
![]() |
![]() |
1 |
![]() |
![]() |
1.4142135623 7309504880 1688724209 6980785696 7187537694 8073176679 7379907324 78462 |
![]() |
![]() |
1.7320508075 6887729352 7446341505 8723669428 0525381038 0628055806 9794519330 16909 |
![]() |
![]() |
2 |
![]() |
![]() |
2.2360679774 9978969640 9173668731 2762354406 1835961152 5724270897 2454105209 25638 |
![]() |
![]() |
2.4494897427 8317809819 7284074705 8913919659 4748065667 0128432692 5672509603 77457 |
![]() |
![]() |
2.6457513110 6459059050 1615753639 2604257102 5918308245 0180368334 4592010688 23230 |
![]() |
![]() |
2.8284271247 4619009760 3377448419 3961571393 4375075389 6146353359 4759814649 56924 |
![]() |
![]() |
3 |
![]() |
![]() |
3.1622776601 6837933199 8893544432 7185337195 5513932521 6826857504 8527925944 38639 |
![]() |
![]() |
3.3166247903 5539984911 4932736670 6866839270 8854558935 3597058682 1461164846 42609 |
![]() |
![]() |
3.4641016151 3775458705 4892683011 7447338856 1050762076 1256111613 9589038660 33818 |
![]() |
![]() |
3.6055512754 6398929311 9221267470 4959462512 9657384524 6212710453 0562271669 48293 |
![]() |
![]() |
3.7416573867 7394138558 3748732316 5493017560 1980777872 6946303745 4673200351 56307 |
![]() |
![]() |
3.8729833462 0741688517 9265399782 3996108329 2170529159 0826587573 7661134830 91937 |
![]() |
![]() |
4 |
![]() |
![]() |
4.1231056256 1766054982 1409855974 0770251471 9922537362 0434398633 5730949543 46338 |
![]() |
![]() |
4.2426406871 1928514640 5066172629 0942357090 1562613084 4219530039 2139721974 35386 |
![]() |
![]() |
4.3588989435 4067355223 6981983859 6156591370 0392523244 4936890344 1381595573 28203 |
![]() |
![]() |
4.4721359549 9957939281 8347337462 5524708812 3671922305 1448541794 4908210418 51276 |
در این تصویر چند نقطه ی سیاه می بینید؟





























