
سلام راستی شما کدوم کتابها رو به بقیه توصیه میکنید؟
قطعا همه ی شما حداقل یکی دو کتاب رو خوندید که خیلی بهتون چسبیده و مشتاقانه دوست دارید اون کتاب یا کتابها رو به بقیه هم معرفی کنید.
خب دست به کار شید و تو نظرات بنویسید . لطفا نام کتاب / نام نویسنده / یا مترجم / و ناشر رو بنویسید که اگر کسی خواست بتونه پیداش کنه .
راستی تا یادم نرفته ظاهرا ویدا جون ( ویدا اسلامیه !!!! ) گفته ترجمه جلد هفتم هری پاتر رو ۸ شهریور میتونیداز کتابفروشی تندیس بخرید و حالشو ببرید.

فعلا برای دست گرمی لینک زیر رو داشته باشید!!!
م.م ۸۹
ح.ص ۸۸
ع.د ۸۶
س.ع.م ۸۳
ن.ی ۷۱
ی.خ ۶۵
پ.س ۶۳
س.س ۵۳
ن.ف ۵۱
ه.م ۴۹
ن.ج۰ف ۴۶
هیچ رمز و رازی در کار نیست ! اینها نمرات میان ترم ۲ آقایون و خانمهای کلاس المپیاد برتره ! که به خاطر دسته گلی که به آب دادن و نمرات درخشانشون نخواستم اسم و فامیلشونو کامل بنویسم !![]()

تاریخچه هندسه
احتمالاً بابلیان و مصریان کهن نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را کشف کردند. در مصر هر سال رودخانه نیل طغیان میکرد و نواحی اطراف رودخانه را سیل فرا میگرفت. این رویداد تمام علایم مرزی میان املاک را از بین میبرد و لازم میشد دوباره هر کس زمین خود را اندازهگیری و مرزبندی کند. مصریان روش علامتگذاری زمینها با تیرک و طناب را ابداع کردند. آنها تیرکی را در نقطهای مناسب در زمین فرو میکردند و تیرک دیگری در جایی دیگر نصب میشد و دو تیرک با طنابی که مرز را مشخص میساخت به یکدیگر متصل میشدند. با دو تیرک دبگر زمین محصور شده و محلی برای کشت یا ساختمان سازی مشخص میشد.
در آغاز هندسه برپایه دانستههای تجربی پراکندهای در مورد طول و زاویه و مساحت و حجم قرار داشت که برای مساحی و ساختمان و نجوم و برخی صنایع دستی لازم میشد. بعضی از این دانستهها بسیار پیشرفته بودند مثلاً هم مصریان و هم بابلیان قضیه فیثاغورث را ۱۵۰۰ سال قبل از فیثاغورث میشناختند.
یونانیان دانستههای هندسی را مدون کردند و بر پایهای استدلالی قراردادند. برای آنان هندسه مهمترین دانشها بود و موضوع آن را مفاهیم مجردی میدانستند که اشکال مادی فقط تقریبی از آن مفاهیم مجرد بود. در سال ۶۰۰ قبل از میلاد مسیح، یک آموزگار اهل ایونیا (که در روزگار ما بخشی از ترکیه بهشمار میرود) به نام طالس، چند گزاره یا قضیه هندسی را به صورت استنتاجی ثابت کرد. او آغازگر هندسه ترسیمی بود. روش استنتاجی روشی است علمی (بر خلاف روش استقرایی) که در آن مسالهای به وسیلهی قضایا و حکمها ثابت می گردد. فیثاغورث که او نیز اهل ایونیا و احتمالاً از شاگردان طالس بود توانست قضیهای را که بهنام او مشهور است اثبات (ریاضی) کند. البته او واضع این قضیه نبود.
اما دانشمندی به نام اقلیدس که در اسکندریه زندگی میکرد، هندسه را به صورت یک علم بیان نمود. وی حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح، تمام نتایج هندسی را که تا آن زمان شناخته بود، گرد آورد و آنها را به طور منظم، در یک مجموعه ۱۳ جلدی قرار داد. این کتابها که اصول هندسه نام داشتند، به مدت ۲ هزار سال در سراسر دنیا برای مطالعه هندسه به کار میرفتند.
براساس این قوانین، هندسه اقلیدسی تکامل یافت. هر چه زمان میگذشت، شاخههای دیگری از هندسه توسط ریاضیدانان مختلف، توسعه مییافت. امروزه در بررسی علم هندسه انواع مختلف این علم را نظیر هندسه تحلیلی و مثلثات، هندسه غیر اقلیدسی و هندسه فضایی مطالعه میکنیم.
خدمت بزرگی که یونانیان در پیشرفت ریاضیات انجام دادند این بود که آنان احکام ریاضی را به جای تجربه بر استدلال منطقی استوار کردند. قبل از اقلیدس، فیثاغورث (572-500 ق.م) و زنون (490 ق.م.) نیز به پیشرفت علم ریاضی خدمت بسیار کرده بودند.
در قرن دوم قبل از میلاد ریاضیدانی به نام هیپارک، مثلثات را اختراع کرد. وی نخستین کسی بود که تقسیم بندی بابلیها را برای پیرامون دایره پذیرفت. به این معنی که دایره را به ۳۶۰ درجه و درجه را به ۶۰ دقیقه و دقیقه را به ۶۰ قسمت برابر تقسیم نمود و جدولی براساس شعاع دایره به دست آورد که وترهای بعضی قوسها را به دست میداد و این قدیمیترین جدول مثلثاتی است که تاکنون شناخته شده است.
بعد از آن دانشمندان هندی موجب پیشرفت علم ریاضی شدند. در سده پنجم میلادی آپاستامبا، در سده ششم، آریابهاتا، در سده هفتم، براهماگوپتا و در سده نهم، بهاسکارا در پیشرفت علم ریاضی بسیار مؤثر بودند



مقدمه
در ریاضیات گاهی به عبارتهای بسیار خسته کننده و دشوار میرسیم، اما این عبارتها ، بعضی مواقع با عبارتهای معادل جایگزین میشوند که نسبت به عبارتهای اولیه کوتاهتر و به اصطلاح جمع و جورتر هستند. بنابراین میتوان گفت که به نوعی بین روابط اولیه و روابط کوتاه بعدی ، وحدت یا متحد بودن برقرار است. یعنی میتوان یک رابطه تساوی نوشت ، بگونهای که عبارت طولانیتر در یک طرف و عبارت کوتاهتر در طرف دیگر آن قرار گیرد. چنین عبارتی را در اصطلاح ریاضیات یک اتحاد ریاضی میگویند. برای ورود به بحث اتحادها بهتر است ابتدا چند تعریف مقدماتی را که در برسی اتحادها مفید واقع میشود، بیان کنیم.
عبارت جبری
عبارت جبری ، عبارتی است که در آن اعداد و حروف با چهار عمل اصلی و توان و رادیکال به هم مربوط شدهاند. به عنوان مثال عبارتی به صورت 3x+5xy یک عبارت جبری است که ترکیبی از حروف x و y و اعداد ا ست که با عمل جمع به هم مربوط شدهاند.چند جملهای
در حالت کلی یک عبارت جبری به صورترا یک چند جملهای میگویند که در آن x متغیر بوده و ضرایب a1 , a2 , ......, an-1 , an اعدا حقیقی هستند.چند جملهای فوق یک چند جملهای تک متغیره است، اما یک چند جملهای میتواند دارای متغیرهای بیشتری باشد. مثلا عبارت 2x2+5xy4+14y-18 یک چند جملهای دو متغیره است. بدیهی است که هر چند جملهای با تعداد جملاتش شناخته میشود. مثلا (P(x یک n جملهای است.
درجه یک چند جملهای
هر چند جملهای علاوه بر تعداد جملات دارای یک ویژگی دیگر نیز میباشد که از آن تحت عنوان درجه چند جملهای تعبیر میشود. طبق تعریف در هر چند جملهای ، درجه نسبت به هر یک از متغیرها بزرگترین درجه آن متغیر است. درجه هر جمله نسبت همه متغیرها بزرگترین درجه آن متغیر است. درجه هر جمله نسبت به همه متغیرها با مجموع توانهای متغیرها در آن جمله برابر است و نیز درجه چند جملهای نسبت به همه حروف با بیشترین درجه جملات آن برابر است. به عنوان مثال در مورد چند جملهای x4+2x2y2z+z2+zxy+xy3 احکام زیر را میتوان صادر کرد.- درجه نسبت به x برابر 4 است.
- درجه نسبت به y برابر 4 است.
- درجه نسبت به z برابر 2 است.
- درجه نسبت به همه حروف برابر 5 است.
تفکیک عبارتهای معین و نامعین
در هر عبارت جبری ، مجموعه مقادیری که میتوانند جانشین متغییرهای آن عبارت شوند، دامنه عبارت جبری نامیده میشود. اما در هر عبارت جبری با توجه به نوع عملی که در آن بکار رفته است، محدودیتهایی ظاهر میشود. این محدودیتها منجر به تفکیک عبارتهای معین ونامعین میشود. به عنوان مثال در یک عبارت کسری که مخرج کسر شامل متغییر است، تنها مقادیری میتوانند به جای متغییر قرار گیرند که مخرج کسر را صفر نکنند. به عبارت دیگر هر عبارت کسری با مخرج صفر ، عبارتی نامعین است که از لحاظ ریاضی تعریف نشده است.عبارتهای متحد
دو عبارت جبری را متحد گویند، هرگاه ضرایب جملات متشابه در آنها یکسان باشد. دو جمله متشابه ، دو جملهای را گویند که توان همه متغیرها در آنها یکسان باشد. به عنوان مثال از اتحاد (ax4+bx2+c≡(x2-2)(x+4 میتوان نتیجه گرفت که a=1 و b=4 و c=-8 است. چون اگر عبارت طرف دوم را بسط دهیم، عبارتی به صورت x4+4x2-2x-8 حاصل میشود، که از مساوی قرار دادن ضرایب جملات مشابه ، مقادیر فوق بدست میآید.اتحادهای مهم
| a+b)2=a2+b2+2ab) |
| a-b)2=a2+b2-2ab) |
| a2+b2=(a+b)2-2ab=(a-b)2+2ab |
| a-b)(a+b)=a2-b2) |
| x+b)(x+b)=x2+(a+b)x+ab) |
| (a3+b3=(a-b)(a2-ab+b2 |
| (a3-b3=(a-b)(a2+ab+b2 |
| a+b)3=a3+3a2b+3ab2+b3) |
| a-b)3=a3-3a2b+3ab2-b3) |
آیا شما در زمره دو درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟ پس مساله زیر را حل کنید و دریابید در میان افراد باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد، و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند.

۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند. سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی:
۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.
از امروز برای چهار پنج روز دارم میرم به سرزمین پدری ام : استان کرمان.
مجلس یادبود کوچکی در یکی از روستاهای اطراف رفسنجان به نام :مرج برگزار میشه.
برای مادر بزرگی که هیچوقت ندیدمش ( ۵۰ سال پیش به رحمت خدا رفته )
بریم که فاتحه ای بخونیم سنگ قبری عوض کنیم خلوتی بکنیم با یه روستای دورافتاده و خلوت که ساکنانش همگی بالای ۷۰ سال دارن.
میگن شبهاش خیلی نورانیه و البته ساکت .
بعید میدونم بتونم اونجا اینترنت پیدا کنم . تا شنبه .
یاعلی

دانشمندان اولین ژنی را که بنظر می رسد احتمال چپ دستی را افزایش می دهد یافته اند. به گزارش شبکه BBC ، محققان دانشگاه آکسفورد می گویند داشتن این ژن ممکن است اندکی احتمال ابتلا به بیماری های روانی سایکوتیک مانند اسکیزوفرنی را افزایش دهد.
به گفته محققان ژن LRRTM1 در کنترل اینکه کدام یک از قسمت های مغز مسئولیت اعمال مختلف مانند تکلم و هیجان را بر عهده گیرند نقش مهمی دارد.
مغز در یک حالت نامتقارن عمل می کنند بطوریکه در افراد راست دست معمولا طرف چپ مغز تکلم و زبان و سمت راست آن هیجانات را کنترل می کند.
امادر افراد چپ دست برعکس این حالت است و محققان معتقدند ژن LRRTM1 مسئول این تفاوت است. آنها همچنین بر این باورند که افراد حامل این ژن بیشتر در معرض ابتلا به اسکیزوفرنی هستند که با تعادلات غیر معمول عملکرد مغز ارتباط دارد.

